ودر این لحظه است که قالب های عقاید و خرافات در جامعه را می توان مورد تزلزل و شک و باز خواست قرار داد .چرا هیچ عقیده ای اجازه سوال از خودرا به معتقدین خود نمی دهد ؟ برای همین است اجازه اظهار نظر و سوال کردن را به پیروان خودنمی دهد که جلوی اندیشیدن ازاد را از پیروان خود بگیرد.همه چیز را طوری مقدس جلو ه می دهند که کسی جرئت سوال کردن را به خود ندهد و جائی برای اندیشیدن آزاد به کسی را نمی دهند.حافظ برای همین رو به خرابات می برد تا بیندیشد ونور خدارا در خرابات دنبال می کند نه در مسجد .
تفکر ما از سوالی که ما از خودمان می کنیم آغاز می شود .اگر به خودمان گفتیم جواب همه سوال ها را از خودم را می دانم ویقین داشتی ؟ همین یقینت باید مورد باز خواست قرار گیرد ومتزلزل گرددو در آن شک باید کنی . اگر دنبال اندیشه آزاد هستی ؟ برای اینکه هر عقیده ای همه چیز را توجیح و تفسیر می کند تا تو دنبال فکر کردن نروی و فکرت همچنان در بند قدرت .قدرت مندان باشد که بجای تو فکر می کنند وبجای تو سوال ایجاد می کنند وبرای تو جواب سوال را هم می دهند که زحمتی دیگری برایت به وجود نیاید .در بعضی جا ها هم که قدری اندیشه ات تورا قلقلک می دهد که سوالی کنی آنجا به تو سریع می گویند تا این جا بیشتر حق نداری سوال کنی واین خط قرمز تواست .وبه تو چه مربوط است که 2تا 2تا میشود 5تا و این فضولی ها به شما نیامده است و گر گوش نکردی با قهر الهی مواجعه خواهی شد .سوال های کلیشه ای تا می تونی بکن؟ سوال غیر آن باشد ممنوع است.کفر می شود .آنچه که سوال شد نیاز می شود و اهمیت پیدا می کند .بیان هر سوالی تجسم نیازی است که در انسان به وجود می آید .پس سوال کردن مثل نان شب واجب می شود.وقتی کسی می پرسد انسان چه گناهی دارد ؟این ضرورت این را می رساند که این انسان نمی خواهد گناه کند ؟می خاهد راهی پیدا کند که از گناه کردن فرار کند .وقتی کسی سوال می کند چه رهبری خوب است ؟نیاز این را دارد که رهبری بهتر را جستجو کند.و این نیاز را در تو ایجاد می کند ودست از سر تو برنمی دارد تا جواب خودرا پیدا کند .این سوال می شود زنجیر به دست وپای تو .می شود زندان تو بیاید خودرا از آن آزاد کنی با پیدا کردن جواب مناسب .دور ریختن تمام سوال های فرعی که نفی برای تو در زندگی ندارد باید عملی شود تا به سوال های اصلی مربوط به زندگی ات برسی .و آن وقت است که به
.دور ریختن تمام سوال های فرعی که نفی برای تو در زندگی ندارد باید عملی شود تا به سوال های اصلی مربوط به زندگی ات برسی .و آن وقت است که به سوالهای ضروری زندگی ات می پردازی .
سوال کن وجواب درست برای آن بگیر .
