دانا برای نشر حقایق دین و محوخرافات
توانا بود هر که دانا بود سر لوحه زندگی مان باشد
درباره وبلاگ
این وبلاگ برای نشر حقایق دینی بدون خرافات هر هفته برای اطلاع و اظهار نظر شما دوست
عزیز به نام حضرت دوست به نام دانا منتشر میشود. لطفا نظرات و مقالات خود را حتما برای ما
ارسال فرمايید تا ما آن را با نام شما به اطلاع همه برسانیم
چرا همیشه ما باید مورد سوال قرار بگیریم ؟ نباید اجازه بدهیم کسی مارا
مورد سوال قرار بدهد . چون با این سوال مورد بی اعتمادی قرار می گیریم
و این نقطه شروع ضعف ما تلقی می شود در نظر سوال کننده چون با ایراد هر سوالی مورد
عذاب و برزخ جوابدادن قرار می گیریم . چرا ما باید همیشه مورد بازرسی دیگران و قدرت
مندان قرار بگیریم ؟ ما مجبوریم به اون جواب بدهیم . چون سوال با خودش زور و اجبار می آورد . برای همین
همه سعی می کنند از زیر سوال رفتن شانه خالی وفرار کنند . در آغاز آنان که قدرت مند تر
بودن سوال ایجاد می کردنند تا قدرت و تسلط خودرابیشتر کنند و به اعماق ذهن سوال
شونده رخنه کنند و مردم را بیشتر کنترل کنند با این کار به خصوصی ترین حریم مردم تجاوز
می کردند. راز های درونی مردم را برملا و برای همین با سوال
کردن از مردم آزادی های فردی آنها را سلب می کردند. متفکر خود سوال باید بکند نه مورد
سوال قرار گیرد.و این چنین اظهار قدرت کند و با سوال کردنش همه چیزرا زیر سوال ببرد .
متفکرموقعی آزاد است که همه عقاید و خرافات و باور های درست وغلط اجتماع را زیر
سوال ببرد.به طوری که خودش می خاهد نه طوری که قدرت مندان سوال برایش طرح
می کنند.پس اگر باوری یا خرافه ای نتوانست جواب سوال های متفکر را بدهد او ضعیف و
خار باید بشود نه متفکر.سوال
موقعی سوال متفکر ماست که همه دیوار های حصار دور اورا در هم بکوبد وافق
جدیدی از
سوالات او نمایان شود.همه سوال ها ناقص اند و مارا
راضی نمی کنند . متفکر باید به خلق سوالات جدیدی بپردازد .سوالات باید مطابق نیازهای
اصلی و اساسی همه مردم طرح شود. چرا نباید ما مسایل مذهبی را مورد سوال قرار دهیم ؟
مثلا هر چی به ذهنت می رسد ؟ چرااز سوال کردن می ترسیم ؟
عزیز به نام حضرت دوست به نام دانا منتشر میشود. لطفا نظرات و مقالات خود را حتما برای ما
ارسال فرمايید تا ما آن را با نام شما به اطلاع همه برسانیم
چرا همیشه ما باید مورد سوال قرار بگیریم ؟ نباید اجازه بدهیم کسی مارا
مورد سوال قرار بدهد . چون با این سوال مورد بی اعتمادی قرار می گیریم
و این نقطه شروع ضعف ما تلقی می شود در نظر سوال کننده چون با ایراد هر سوالی مورد
عذاب و برزخ جوابدادن قرار می گیریم . چرا ما باید همیشه مورد بازرسی دیگران و قدرت
مندان قرار بگیریم ؟ ما مجبوریم به اون جواب بدهیم . چون سوال با خودش زور و اجبار می آورد . برای همین
همه سعی می کنند از زیر سوال رفتن شانه خالی وفرار کنند . در آغاز آنان که قدرت مند تر
بودن سوال ایجاد می کردنند تا قدرت و تسلط خودرابیشتر کنند و به اعماق ذهن سوال
شونده رخنه کنند و مردم را بیشتر کنترل کنند با این کار به خصوصی ترین حریم مردم تجاوز
می کردند. راز های درونی مردم را برملا و برای همین با سوال
کردن از مردم آزادی های فردی آنها را سلب می کردند. متفکر خود سوال باید بکند نه مورد
سوال قرار گیرد.و این چنین اظهار قدرت کند و با سوال کردنش همه چیزرا زیر سوال ببرد .
متفکرموقعی آزاد است که همه عقاید و خرافات و باور های درست وغلط اجتماع را زیر
سوال ببرد.به طوری که خودش می خاهد نه طوری که قدرت مندان سوال برایش طرح
می کنند.پس اگر باوری یا خرافه ای نتوانست جواب سوال های متفکر را بدهد او ضعیف و
خار باید بشود نه متفکر.سوال
موقعی سوال متفکر ماست که همه دیوار های حصار دور اورا در هم بکوبد وافق
جدیدی از
سوالات او نمایان شود.همه سوال ها ناقص اند و مارا
راضی نمی کنند . متفکر باید به خلق سوالات جدیدی بپردازد .سوالات باید مطابق نیازهای
اصلی و اساسی همه مردم طرح شود. چرا نباید ما مسایل مذهبی را مورد سوال قرار دهیم ؟
مثلا هر چی به ذهنت می رسد ؟ چرااز سوال کردن می ترسیم ؟
منوی اصلی
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو
پیوندها
![]()
Powered By
BLOGFA.COM
