تمام این کتاب های تاریخ نقلی مثل صحیح بخاری و صحیح مسلم و تواریخ مسعودی و طبری ابن هشام و بقیه ابن فلان و بهمان را اگر مطالعه کنید از دین هم زده می شید تا برسه به اینکه مسلمان بشید چون خود نویسنده مثل طبری گفته که اینها را من نقل می کنم کاری به درست و دورغ بودن آن ندارم. همش دورغ های شاخ دار است و با هیچ عقل عاقلی جور در نمی یاد. شما به این عقل خودتان مراجعه کنید ببینید با سند و مدرک نقلی یا فلانی گفته که نمی شه با عقاید نزدیک به یک میلیارد آدم بازی کرد.چرا قدری فکر مون رابه کار نمی اندازیم و می خواهم باز هم کور کورانه عمل کنیم و همه چیز را بدون مطالعه قبول کنیم.مبازره با خرافات عقلی عمل کردن است .مقایسه کردن است هر رخ دادی را یا هر چیزی را با بقیه چیز ها مقایسه کنید با زمان با علم اون زمان با جا های دیگر کره زمین و مناطق دیگه. را در نظر بگیریم مثلا اینکه صنعت درب و پنجره سازی را بررسی کنید از چه زمانی درب و پنجره سازی مد شده ؟ آون وقت می یائی سراغ اینکه در آن بیابان های بی آب و علف و نبودن راه های و خیلی چیز های دیگر را در نظر بگیرید و نداشتن صنایع و تکنولوژی امروزی . این امکانات حالا را نبینید و
ببرید بزارید جای 1400 سال پیش .اعراب به هیچ هنری پیراسته نبودن . آخه اگر من بخواهم همه چیز را توضیح بدم یک دریا می شه .تاریخ نقلی و گفته شده همش دورغ است همش. شما ببیند یک کلاغ چهل کلاغ از همین گفته هاست که به وجود آمده .این ضرب المثل معروف. اون زمان روزنامه که نبوده؟
کاغذ که نبوده؟ قلم که نبوده؟ جوهر که نبوده ؟ اصلا کسی با سواد که نبوده بجز یکی دونفر یهودی هر چی خواستند کردند و گفتن و نوشتن دادن به خورد ما .در 1400 سال پیش .اینه که قابل قبول نیست
برای من و امثال من ؟ دوست عزیز ما بارها این مواضع را گفته ایم ولی دوباره و صد باره هم اگر اثر داشته باشد باز می گیم منظورمان در کل اینه که دین راستین رسول اله را که امده انسان را به مقام شامخ خلیفه اله در روی زمین برسونه .عده ای در همان زمان رسول انرا به صورت پوستین وارانه در اوردن واین درد بزرگی است . دردی است که علی در چاه سر می کرد وناله می زند و فاطمه 40 روز در خانه بعد از از دست دادن پدر و همه امیدش گریه می کرد تا دق مرگ شد رسول اله را هم همین قوم به حج رفته با دادن غذای مسموم کلکش را کندند .تمام اهل دل را و انسان های ساخته شده را که از انگشتان دست تجاوز نمی کردند را به نوعی ذبح کردند و یا سربه نیست شان کردند . سال های زیادی اجازه نمی دادن کسی حدیثی را که مستقیم ان حدیث را که خودشان شنیده اند یا برایشان نقل کرده اند را بگویند
و خاندان بنی امیه هر چی خودشان خواستن از دورغ و جعل به سر قرآن و حدیث اوردن هرچی دورغ بود نقل کردن ودر احادیث وارد کردند برای همین این قران و این احادیث خاصیت اصلی خودشان را از دست داده اند. چون همش اصل اسلام را در ظاهر می دانند و اسلام شد با تشکر
