تبليغاتX
دانا برای نشر حقایق دین و محوخرافات
 

به مناسبت سالروز تولد

 

 

 عشقم معصومه جان

 

ادامه سخنان گهر بار استاد مرحوم حجت الاسلام  سید مرتضی جزایری

رحمت اله علیه

پس دعوا سر اين نيست كه مامون خلافت بكنه يا علي

 ابن موسي رضا ، حسين باشه يا يزيد،اين كه يك

 دعواي شخصي ميشه،اگر ما اين طور تصور كنيم اين

همان خواست يزيد است ،يزيد هم تصور مي كرد كه

 حضرت سيدالشهدا هم منظورش اينه كه  قصد داره

 حكومت كنه،بجاي يزيد.

 اگر از صفحه روزگار، شمر را بردارند، ديگه از

 حسين اسمي مي ماند.

 اگر از دشمنان علي هيچ اسمي نباشه ديگه از علي

اسمي باقي مي ماند.

پس وجود جمله اشيائ به ضدشان است.اگر نور نباشه

تاريكي معنا پيدا مي كنه.پس اين عالم هدف دار آفريده

شده است ومن در خودم هدف دارم،بدون هدف نه من

 ونه اين عالم آفريده شده است.و پي بردن به اين معنا

 آدم را به دوچيز رهنمائي مي كنه، يكي اين كه ما

 دراين عالم دنبال تربيت خودمان بايد بريم و از

 استعدادهاي درون خودمان با داشتن مربي استفاده كنيم

 و آنها رو شكوفا كنيم و تا آن هدف را  در خلقت دنبال

 كنيم،دوم اينكه توي اين عالم يه انسان برتري هم

هست ،كه مگر انسان هائي كه توي آن جامعه  وحشي عرب،

اون زمان بودند مگر اين درك را داشتن .

 معناي امام رفته رفته در اون جامعه پيدا شده، واين

پس از قرن ها كم كم در انسان ، اين معنا نقطه اوج

 روحي اش ، اينه كه اين عالم بدون هدف نيست .عده

 اي ميگن كه اين چيه ما هرروز صبح از خواب پا

 ميشيم اصلاح مي كنيم ، لباس مي پوشيم مي ريم سر

 كار،شب بر مي گرديم مي يائيم خونه اين هم شد

 زندگي اين چيه ديگه.واقعا حرف درستيه،اگر هدفي در

 كار نباشه اين زندگي خيلي چرنده . پس توجه به هدف

 انسان رو به اين واقعيت رهنمون مي كنه كه اين عالم

 بدون امام ورهبري كننده نيست .    

  امام توي اين معنا كه بعدازقرون انسان كم كم بهش

 نزديك ميشه حقه ،  نه اون كسيه كه به شكل، اوسطوره

است و ما از اون انتظار معجزه داريم.چون اگر دنبال

اون جور امام ها بوديم در هند خيلي زياد هستند آ دم

 هائي كه به قطار ميگن حركت نكن، حركت نمي كنه

 ميگن حر كت كن حركت ميكنه.در تمام دنيا كساني

 هستند كه اينها عادت دارند بر اثر رياضتي كه ميكشند

 خودشون رو از زمين بلند ميكنند. ولي امام اونه كه

 بياد تو غضب و غضب نكنه. تمام شرايط براي حسد

 جمع بشه و حسد رو به  كار نگيره،تمام شرايط براي

 تكبر وله كردن طرف رقيبش، براش مهياست، ولي اين

 كارو نكرده،كي مردش اين كارهارو نكنه ؟من كه

 مردش نيستم. يه عمري ميشه روزه گرفت ، يه عمري

 ميشه نماز شب خوند. ولي كي مردشه نكنه،همه شرايط

جمع شده كه شخصيت رقيب رو ببره واونه از همه

چيز ساقط كنه وتمام عمرش اون پدر اين را در آورده

 وتاتوانسته در حق اين بدي كرده،حالااين با يك كلمه

 مي تونه پدرش رو در آوره ومي تونه تمام آبروي اون

 را ببره، ولي اين كار رونكرده.

آدم تا در فكر اصلاح خودش نيفته نميفهمه اينکار چقدرمشكله.

 

(بقیه این سخنان در کامنت اینده  بالا یا پائین  فرقی نمی کنه )

 

تولدت مبارک معصومه جان امید وارم همیشه شاد باشی عزیزم

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 3:41 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 4:47 قبل از ظهر |

(این مطلب دنباله کامنت قبلی است )  ادامه سخنان گهر بار استاد مرحوم  حجت

الاسلام سید مرتضی جزایری رحمت اله علیه . 

 

اصلاً مشكل بودن اين كار اين جوري

 نيست كه ما بخواهيم مثل نماز خوندن به صورت

 قراردادي عادت كنيم اونو انجام بديم. يه ماه به ما

 گفتن روزه بگيريد و گرفتيم. يه وقتي به ما گفتند نماز

 بخونيد و خونديم. به ما ميگن بريد زيارت و رفتيم.

 ميخوام كه ترتيبي بدهند كه اين وسايل آمد و شد راحت

رو بردارند. از  اين مجموعه ي كساني كه به زيارت

ميروند چند نفر ديگه فكر ميكنيد خواهند رفت؟

آدم هيچ نميدونه كه وقتي امام ميگن يعني چي؟ چون به

اين آسوني حتى توجه كردن به مردم صالح تو عالم

ممكن نيست. تا برسه به اين كه كسي بخواد به امام

توجه كنه. ما خيال ميكنيم كه همين كه اسم شخص رو

دونستيم ميتونيم بهش نزديك بشيم.

تو كز سراي طبيعت نميروي بيرون، 

   كجا به كوي حقيقت گذر تواني كرد؟.

دونستن اسم چي به من و شما ميده؟ اين زمان ميبره

 تا انسان كم كم به اين حقيقت متوجه بشه كه نه خودش بي

 هدف تو اين عالم آفريده شده و نه عالم بي هدف آفريده

شده. و هدف در انسان پيدا كردن، و اتصال به امامه.

بخواد يا نخواد انسان به اوني كه از خودش در هر

صفتي كه برتره، به هر كسي كه هدف داره متصل ميشه. 

حضور معاني درباطن از يك طرف ايجاب ميكنه قبول

و پذيرش تربيت رو. و از طرف ديگر انسان رو مكشد

به طرف آن انسان برتر.

مذهب عاشق ز مذهبها جداست،

    عشق اسطرلاب اسباب خداست.

 تو اين حرف ميخواد بگه كه فرقي بين ذهنيتهاي خيالي

  ديني در طبقات مختلف نيست.  هر كس تو عالم بخواد

 تو خودش خوب باشه به اون نقطه ي اوج ميخواد

خودش رو متصل كنه.   در فرم قراردادي حالا اگه

بهش بگن مسلمون، ميخوان بهش بگن كافر، ميخوان

بهش بگن مسيحي، فرقي نميكنه. اين انسان عبور كرده

از مقاطعي و كم كم اين حرف درش تحقق پيدا كرده.

ميخواد به زبون بگه يا نگه.

 كه هر دل كه، دگرگون شد از ناله ي بلبل ، در دامنش

 آويز كه در وي خبري هست.

 اگر هر كسي بيرون از اين شكلهاي بنده و جناب عالي

كه قبله مون كعبه ي معظمه است، ولي يه دسته اي

 قبله شون اين نبود، و اين رو فهميديم كه اون آدم شكوفا

شده، در صفات حق در درون وجودش، اين همون

 انسان برتريه كه ما دنبالش ميگرديم. همه ميدونيم كه

 بدون تربيت و مربي امكان اين شكوفايي در كسي

 نيست. و هم اين موجود تسليم اون نقطه ي برتر خودشه.

 بنده يه دفعه ادعا كردم هر كس تو حقيقته،( براي اين

 كه كم كم انسان روي زمين اين رو ميفهمه كه خوب

 بودن و آدم بودن يك حقيقته توي اين عالم.) و هر كس

 بخواد يا نخواد تسليم اون كسي ميشه كه از خودش

 برتره.بنا بر اين در همه ي عالم شيعه ي غير علي بن

 ابي طالب نميتونيد پيدا كنيد. نميتونيد شما حتى يك نفر

 رو پيدا كنيد كه سهمي از اين معاني در درونش باشه و

 اين شخص مشتاق اون نقطه ي برتر نباشه. شما توي

 رحم بياييد، مگه ميتونيد با يه كسي كه داره بي رحمي

ميكنه سازگار بشيد ؟ آدم رحيم وقتي ببينه يه كسي

 داره به يه عاجزي ظلم ميكنه نميدوني چطور

 برآشفته ميشه.

(مطلب ادامه دارد  در کامنت بعدی یا آینده )

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 2:32 بعد از ظهر |
دست شیطان ها از وبلاک انجمن دانا کوتا ه باد

 گفت لیلی را خلیفه کین توئی               کز تو شد مجنون گرفتار و غوی

از دگر خوبان تو افزون نیستی            گفت خامش چون تو مجنون نیستی

مطابق آیه قرآن و احادیث و آنچه از کتب مذهبیون بر می آید ، خدا وزیرانی دارد که

هریک برای او کاری انجام می دهد. این فرشته ها بال هم دارند. که بالهای جبرئیل از

همه بیشتر است.اما فرشتگانی که سه بال دارند چه قیافه ناموزونی دارند. خوب

اشکالی ندارد، در عالم فرشتگان هم باید تنوع وجود داشته باشد، تا خدا برای آن

فرشتگانی که هیچ نقص ندارند به خودش احسن الخالقین بگوید.راستی چرا خدا به

این همه وزیر احتیاج دارد؟

 اگر روزی یکی از این وزیران همانند شیطان نخواهد مطیع  خدا باشد چه

می شود؟ فکرش را بکنید اگر عزرائیل نخواهد جان انسانها و دیگر موجودات

را بگیرد، آن وقت چه دنیای قشنگی خواهیم داشت.

 شاید بگوئید همه فرشته ها تحت فرمان خدا هستند. اگر حرف شما درست است

مگر شیطان هم از فرشتگان مقرب خدا نبود؟وقتی یک فرشته سر نافرمانی بگذارد،

این احتمال وجود دارد که روزی فرشته های دیگر لذت بنده نبودن را درک کنند و

بخواهند همانند شیطان از زیر یوغ فرمانهای خدا رهایی یابند.هیچ تضمینی وجود ندارد

که فرشته های دیگر از شیطان بد آموز نشوند. به قول مسلمانان هر روز خدا هزار

سال است. معلوم نیست فردا چه پیش می آید.

شیخ مفید در روایتی آورده است: «جبرئیل در میان فرشتگان به شکل مردی میان بالا، سپید پیشانی،

سیه چشم، و دارای چهار بال سبز مرصع لؤلؤ است» و در حدیث دیگری او دارای ششصد بال مرصع به دُر

است را برایش انجام دهند؟

حالا چند سؤال: مگر خدا نمی تواند امور عالم را سر و سامان دهد که وزیران او باید کار هایش را انجام

بدهند
مطابق آنچه که در سوره فاطر آیه ، یک گفته شده است، فرشتگان بال و پر

دارند. بال و پر متافیزیکی به چه معنی است؟ آیا بال و پر فرشتگان مادی

است؟ تا به حال کسی پیدا نشده است که برای بال و پر کاربردی به غیر از

پرواز معرفی کرده باشد.

بال و پر متافیریکی برای پرواز در آسمان متافیزیکی !!! براق متافیزیکی ، درخت متافیزیکی و ..... خیلی

جالب است!!!!

جبرئیل چگونه با محمد حرف زد؟ با استفاده از صوت ؟ یا اینکه چیزهایی را به قلب

(مغز ) او القا کرد؟

اگر جبرئیل با صوت خود به او گفت "اقرا" پس فرشتگان دارای حنجره مادی

هستند و برای انجام کارهای خود به یک محیط مادی احتیاج دارند. چون صوت

هم برای تولید و هم برای انتقال به محیط مادی احتیاج دارد. چرا تا کنون

کسی صدای بال فرشته ها را نشنیده است؟ اگر حنجره یک فرشته مادی

باشد و بقیه وجودش غیر مادی ، این حنجره همانند جسمی که در پشت

شیشه در حال پرواز است باید قابل دیدن باشد.

اگر جبرئیل از طریق انتقال مفاهیم به قلب محمد با وی سخن گفت، مگر خدا نمی تواند خودش این القا

را انجام دهد؟ اگر می تواند دیگر چه نیازی به پیامبر است؟کاری که برای یک نفر می کند ، برای همه

بکند.

واقعاً برای یک انسان قرن بیست و یکمی زشت نیست که به موهومات

مردمان عقب افتاده هزاران سال پیش باور داشته باشد؟ در گذشته های دور

مردمی که از علل پدیده ها آگاهی نداشتند ، به هر پدیده ناشناخته خدایی

نسبت می دادند. یکی خدای مرگ بود ، یکی خدای طوفان و یکی خدای

عشق.

حالا مسلمانان یکتا پرست! و قرن بیست و یکمی. جای اسریس ، آتنا، زئوس ، دیانا و .... به میکائیل ،

عزرائیل، جبرئیل و ... گرفته اند .

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 7:48 بعد از ظهر |

(این مطلب دنباله کامنت قبلی است )  ادامه سخنان گهر بار استاد مرحوم  حجت

الاسلام سید مرتضی جزایری رحمت اله علیه . 

 

اصلاً مشكل بودن اين كار اين جوري

 نيست كه ما بخواهيم مثل نماز خوندن به صورت

 قراردادي عادت كنيم اونو انجام بديم. يه ماه به ما

 گفتن روزه بگيريد و گرفتيم. يه وقتي به ما گفتند نماز

 بخونيد و خونديم. به ما ميگن بريد زيارت و رفتيم.

 ميخوام كه ترتيبي بدهند كه اين وسايل آمد و شد راحت

رو بردارند. از  اين مجموعه ي كساني كه به زيارت

ميروند چند نفر ديگه فكر ميكنيد خواهند رفت؟

آدم هيچ نميدونه كه وقتي امام ميگن يعني چي؟ چون به

اين آسوني حتى توجه كردن به مردم صالح تو عالم

ممكن نيست. تا برسه به اين كه كسي بخواد به امام

توجه كنه. ما خيال ميكنيم كه همين كه اسم شخص رو

دونستيم ميتونيم بهش نزديك بشيم.

تو كز سراي طبيعت نميروي بيرون، 

   كجا به كوي حقيقت گذر تواني كرد؟.

دونستن اسم چي به من و شما ميده؟ اين زمان ميبره

 تا انسان كم كم به اين حقيقت متوجه بشه كه نه خودش بي

 هدف تو اين عالم آفريده شده و نه عالم بي هدف آفريده

شده. و هدف در انسان پيدا كردن، و اتصال به امامه.

بخواد يا نخواد انسان به اوني كه از خودش در هر

صفتي كه برتره، به هر كسي كه هدف داره متصل ميشه. 

حضور معاني درباطن از يك طرف ايجاب ميكنه قبول

و پذيرش تربيت رو. و از طرف ديگر انسان رو مكشد

به طرف آن انسان برتر.

مذهب عاشق ز مذهبها جداست،

    عشق اسطرلاب اسباب خداست.

 تو اين حرف ميخواد بگه كه فرقي بين ذهنيتهاي خيالي

  ديني در طبقات مختلف نيست.  هر كس تو عالم بخواد

 تو خودش خوب باشه به اون نقطه ي اوج ميخواد

خودش رو متصل كنه.   در فرم قراردادي حالا اگه

بهش بگن مسلمون، ميخوان بهش بگن كافر، ميخوان

بهش بگن مسيحي، فرقي نميكنه. اين انسان عبور كرده

از مقاطعي و كم كم اين حرف درش تحقق پيدا كرده.

ميخواد به زبون بگه يا نگه.

 كه هر دل كه، دگرگون شد از ناله ي بلبل ، در دامنش

 آويز كه در وي خبري هست.

 اگر هر كسي بيرون از اين شكلهاي بنده و جناب عالي

كه قبله مون كعبه ي معظمه است، ولي يه دسته اي

 قبله شون اين نبود، و اين رو فهميديم كه اون آدم شكوفا

شده، در صفات حق در درون وجودش، اين همون

 انسان برتريه كه ما دنبالش ميگرديم. همه ميدونيم كه

 بدون تربيت و مربي امكان اين شكوفايي در كسي

 نيست. و هم اين موجود تسليم اون نقطه ي برتر خودشه.

 بنده يه دفعه ادعا كردم هر كس تو حقيقته،( براي اين

 كه كم كم انسان روي زمين اين رو ميفهمه كه خوب

 بودن و آدم بودن يك حقيقته توي اين عالم.) و هر كس

 بخواد يا نخواد تسليم اون كسي ميشه كه از خودش

 برتره.بنا بر اين در همه ي عالم شيعه ي غير علي بن

 ابي طالب نميتونيد پيدا كنيد. نميتونيد شما حتى يك نفر

 رو پيدا كنيد كه سهمي از اين معاني در درونش باشه و

 اين شخص مشتاق اون نقطه ي برتر نباشه. شما توي

 رحم بياييد، مگه ميتونيد با يه كسي كه داره بي رحمي

ميكنه سازگار بشيد ؟ آدم رحيم وقتي ببينه يه كسي

 داره به يه عاجزي ظلم ميكنه نميدوني چطور

 برآشفته ميشه.

(مطلب ادامه دارد  در کامنت بعدی یا آینده )

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 4:43 قبل از ظهر |
گفت لیلی را خلیفه کین توئی               کز تو شد مجنون گرفتار و غوی

از دگر خوبان تو افزون نیستی                گفت خامش چون تو مجنون نیستی

مطابق آیه قرآن و احادیث و آنچه از کتب مذهبیون بر می آید ، خدا وزیرانی دارد که

هریک برای او کاری انجام می دهد. این فرشته ها بال هم دارند. که بالهای جبرئیل از

همه بیشتر است.اما فرشتگانی که سه بال دارند چه قیافه ناموزونی دارند. خوب

اشکالی ندارد، در عالم فرشتگان هم باید تنوع وجود داشته باشد، تا خدا برای آن

فرشتگانی که هیچ نقص ندارند به خودش احسن الخالقین بگوید.راستی چرا خدا به

این همه وزیر احتیاج دارد؟

 اگر روزی یکی از این وزیران همانند شیطان نخواهد مطیع  خدا باشد چه

می شود؟ فکرش را بکنید اگر عزرائیل نخواهد جان انسانها و دیگر موجودات

را بگیرد، آن وقت چه دنیای قشنگی خواهیم داشت.

 شاید بگوئید همه فرشته ها تحت فرمان خدا هستند. اگر حرف شما درست است

مگر شیطان هم از فرشتگان مقرب خدا نبود؟وقتی یک فرشته سر نافرمانی بگذارد،

این احتمال وجود دارد که روزی فرشته های دیگر لذت بنده نبودن را درک کنند و

بخواهند همانند شیطان از زیر یوغ فرمانهای خدا رهایی یابند.هیچ تضمینی وجود ندارد

که فرشته های دیگر از شیطان بد آموز نشوند. به قول مسلمانان هر روز خدا هزار

سال است. معلوم نیست فردا چه پیش می آید.

شیخ مفید در روایتی آورده است: «جبرئیل در میان فرشتگان به شکل مردی میان بالا، سپید پیشانی،

سیه چشم، و دارای چهار بال سبز مرصع لؤلؤ است» و در حدیث دیگری او دارای ششصد بال مرصع به دُر

است را برایش انجام دهند؟

حالا چند سؤال: مگر خدا نمی تواند امور عالم را سر و سامان دهد که وزیران او باید کار هایش را انجام

بدهند
مطابق آنچه که در سوره فاطر آیه ، یک گفته شده است، فرشتگان بال و پر

دارند. بال و پر متافیزیکی به چه معنی است؟ آیا بال و پر فرشتگان مادی

است؟ تا به حال کسی پیدا نشده است که برای بال و پر کاربردی به غیر از

پرواز معرفی کرده باشد.

بال و پر متافیریکی برای پرواز در آسمان متافیزیکی !!! براق متافیزیکی ، درخت متافیزیکی و ..... خیلی

جالب است!!!!

جبرئیل چگونه با محمد حرف زد؟ با استفاده از صوت ؟ یا اینکه چیزهایی را به قلب

(مغز ) او القا کرد؟

اگر جبرئیل با صوت خود به او گفت "اقرا" پس فرشتگان دارای حنجره مادی

هستند و برای انجام کارهای خود به یک محیط مادی احتیاج دارند. چون صوت

هم برای تولید و هم برای انتقال به محیط مادی احتیاج دارد. چرا تا کنون

کسی صدای بال فرشته ها را نشنیده است؟ اگر حنجره یک فرشته مادی

باشد و بقیه وجودش غیر مادی ، این حنجره همانند جسمی که در پشت

شیشه در حال پرواز است باید قابل دیدن باشد.

اگر جبرئیل از طریق انتقال مفاهیم به قلب محمد با وی سخن گفت، مگر خدا نمی تواند خودش این القا

را انجام دهد؟ اگر می تواند دیگر چه نیازی به پیامبر است؟کاری که برای یک نفر می کند ، برای همه

بکند.

واقعاً برای یک انسان قرن بیست و یکمی زشت نیست که به موهومات

مردمان عقب افتاده هزاران سال پیش باور داشته باشد؟ در گذشته های دور

مردمی که از علل پدیده ها آگاهی نداشتند ، به هر پدیده ناشناخته خدایی

نسبت می دادند. یکی خدای مرگ بود ، یکی خدای طوفان و یکی خدای

عشق.

حالا مسلمانان یکتا پرست! و قرن بیست و یکمی. جای اسریس ، آتنا، زئوس ، دیانا و .... به میکائیل ،

عزرائیل، جبرئیل و ... گرفته اند .

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 7:32 بعد از ظهر |
 
 
سعدی بزرگوار نیز می فرماید: چنان زندگی کن که یادت را به نیکی برند. نه اینکه با نفرین و لعنت
 
یادت کنند. رسم و قوانین زشت از خود بجای نگذارید زیرا که آیندگان هزاران نفرین به شما خواهند
 
فرستاد.چنان زی که ذکرت به تحسین کنند                                                                                      

چو مردی نه بر گور نفرین کنند                                                                                             

نباید به رسم بد آیین نهاد                                                                                               

که گویند لعنت بر آن کاین نهاد                      سعدی بزرگوار نیزپیرامون مرگ چنین می فرماید:

بده ساقی آن می که عکسش ز جام                                                                                                                            

به کیخسرو و جم فرستد پیام                                                                                                                                  

چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج                                                                                                                                 

 که یک جو نمی ارزد سرای سپنج                                                                                                                                 

بیا ساقی آن آتش تابناک                                                                                                                                        

که زردشت می جویدش زیر خاک                                                                                                                           

به من ده که در کیش رندان مست                                                                                                                            

چه آتش پرست و چه دنیا پرست                                                                                                                       

بیا ساقی آن بکر مستور مست                                                                                                                      

 که اندر خرابات دارد نشست                                                                                                                       

به من ده که بدنام خواهم شد                                                                                                                       

خراب می و جام خواهم شد.                                                                                                                           

آری به گفته سعدی جمشید شاه در حداقل چهار هزار سال پیش چنین گفته است که جهان نمی ارزد به یک جو. اندیشه های عارفان و فیلسوفان بزرگ  همگی بر این امر تاکید کرده اند ولی به راستی برخی از ما انسانها تا چه اندازه گستاخ هستیم که تا آخرین دم که از زندگی باز با دیگران با خشم و غضب و توهین رفتار می گوییم. با سخنان خواسته یا ناخواسته عزیزانمان را می رنجانیم. به همسایه و دوست و بستگان نیکی نمی کنیم و دوری و نفرت را در دل آنان با جای راستی و درستی میکاریم. فریب و دروغ شیوه زیرکان و عاقلان می شود.                                                                                     

سعدی بزرگوار می فرماید ای حاکم و ای کسی که امروز بر دیگران حکم می رانی حال که نوبت تو شده است و قدرتی داری که به زیر دستان دستور می دهی و کشوری را اداره میکنی از این فرصت به درستی استفاده کن. زیرا دو خصلت نگهبان کشور و دین است که این خصلتها را تو بایستی اجرا کنی. نخست برکنار کردن و مجازات دادن به کسانی که بر دیگران زور و ظلم و ستم میکنند و دیگری با مهر و نیکی با ضعیفان و بیچاره گان رفتار کردن و در جایی دیگر از طرف جمشید شاه کهن که بنیان گذار نوروز است می گوید: عالمی را ما گرفتیم با مردانگی و زور و قدرت ولی نبریدم هیچ کدام از آنها را با خود به خاک. آری پس چه دلیلی را می توان یافت برای تحقیر دوستان و بستگان؟ گردآوردن مالهای بسیار؟ ظلم و ستم کردن بر دیگران؟ خوار شمردن زیر دستان؟ فخر فروختن بر دیگران؟ احترام نگذاشتن به بزرگان و فرهیخته گان ؟                                                                       

به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای                                                                                  

 کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای                                                                         
دو خصلت اند نگهبان ملک و یاور دین                                                                                    

به گوش جان تو پندارم این دو گفت خدای                                                                            
یکی که گردن زور آوران را به قهر بزن                                                                                   

دوم که از در بیچارگان به لطف درآی.                                                                                    

شنیدم که جمشید فرخ سرشت                                                                                                                             

به سرچشمه ای بر به سنگی نبشت                                                                                   

بر این چشمه چون ما بسی دم زدند                                                                                                                      

 برفتند چون چشم بر هم زدند                                                                                              

گرفتیم عالم به مردی و زور                                                                                                 

 ولیکن نبردیم با خود به گور.                                                                                                

فردوسی از طرف بوذرجمهر فیلسوف می فرماید:                                                                
در این روزگار فانی کسانی که پر دانش تر و آگاه ترند عذاب و درد بیشتری را تحمل میکنند.                                           

این سخن نیز در بسیاری از زندگی بزرگان دیده شده است. خیام فیلسوف با شکایت از ناآگاهی مردم عصر خود و عذابی که تحمل می کرده لب به سخن می گشاید و به آنان می گوید ما می رویم و خاک ما را آیندگان کوزه ها کنند. این لحظه عمر را بهره ببرید و نام نیک و دانش گردآوری کنید.                                                                                                                 

بوذرجمهر                                                                                                                                              

یکی گفت که اندر سرای سپنج  

نباشد خردمند بی درد و رنج.                                                                                    

سعدی می فرماید:                                                                                                                                

نشنیدی حدیث خواجه بلخ                                                                                                                      

 مرگ خوش تر که زندگانی تلخ                                                                                                                          

موی گردد پس از سیاهی بور                                                                                                                               

 نیست بعد از سپیدی الا گور                                                                                                                                      

عاقبت پیک جانستان برسد                                                                                                                                

 ما گرفتار و الامان برسد.                                                                                                                             

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 4:51 قبل از ظهر |
عظمت پیامبر به چیست ؟ توی افسانه است ؟توی معراج است ؟ توی خلقت و

کائنات است ؟

جبریل چیه و کیه ؟چند بار اسم ایشان توی قران امده ؟ به پیامبر چگونه وحی شده

است ؟عظمت پیامبر به چیست ؟

از هراخوند بی سوادی هم سوال کنی میگه که جبرئیل از اسمان می امده پیائین و وحی را را به رسول الله می داده و می رفته انکار وحی حلوا بوده در اسمان پختن می اورده می داده به پیامبر .

 اخه میشه یک دینی انقدر مسخره باشه ؟ اخه توی چی میگذاشته وحی را می اورده ؟میگن می گفته به پیامبر اخه مگر جبرئیل دهان داشته ؟ مگر گوش داشته ؟مگر مثل ما ادم بوده ؟ اخه چطوری صوت ایجاد می شده ؟ این صوت ایجاد کردن وسایلی می خوادمگر اون وسایل را داشته ؟اخه مگر اون حرف رسول الله را می فهمیده  رسول عربی می گفته ؟اینا همش تعین مادی می خاد

اینکه وحی از بیرون می شده به پیامبر همش دورغ است و جعل است .وحی از درون به قلب حضرت می شده . چون ان ظرفیت را داشته و انرابه زبان مبارکش جاری می کرده که زبان حق بوده  غیر از این نبوده و نیست چون هر چی بگند این مثل ارتباطات مادی می مونه مثل علم فیزیک است همه چیزش روشن است و حساب شده و علمی است مثل بخار ابی می ماند که معلوم است چقدر حرارات به کار گرفته شده تا این بخار و فشار ایجاد شده است .ارتباط تصویری این طوره که صورت اول اثبات کننده صورت دوم است و این پیوستگی ادامه داره . مثل این می مونه که چشم برای دیدن احتیاج به کاسه چشم داره و روشنائی که ببینه .ملاحظه تصویری داره با دیده شده .بیرون از این واقعیت تصویری بیش از ۵۰٪ از باور های ما غلط های دورغ و جعلیات است .بدون پایه است این اعتقادات در ابتدای اسلام هم عده ای به این مسئله اشکال داشتن  حالا چطور بوده معلوم نیست به این فکر افتادن ؟که معراج جسمانی نیست چون این جور در نمی اید با بعضی تصاویر و جلو عقب می شه .مثل اینکه گفتن جبرئیل می امده درب می زده یا از پیامبر اجازه ورود می گرفته مگر ایشان دست داشته ؟مگر  خونه حضرت درب داشته  وتوی اون عربستان بی اب و علف ان زمان در حجاز ؟ ایناست که با واقعیت جور در نمی یاد و تمام معنویت را ازمعراج و از اون می گیره ؟

لازم به ذکر است که ما اصلا جائی به نام مسجد الحرام تا زمان عبدالملک مروان یکی از خلفای بنی امیه نداشتیم .ودر زمان خلافت مهدی عباسی مسجدالاحرام ساخته شده است .شما هائی که این همه برای مسجد الحرام احترام می کنید ؟و دعا کردن را در آن مستجاب می دونید ؟

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 4:59 بعد از ظهر |
موعود گرائی چرا ؟

به مناسبت مبعث حضرت الرحمت للعالمین

هرکس به زبانی صفت و مدح تو گوید      بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

این عطر انتطار در دو بخش یکی موعود گرائی و یکی از زبان شیخ محمود شبستری  به

اختصار بیان می شود .

قصه انتظار در فرهنگ بشری بسیار پر ماجرا ست .بی جا نیست که همه در انتظار فرادی

بهتری هستند و این امید به فرادی بهتر اگر نبود  گذر از وضع موجود به وضع مطلوب و مورد

نظر ناممکن می نمود.

انتظار به معنی عام همان امید به فرادی بهتر است که در همه آثار هنری به چشم می خورد

وبرای همین است که انچه را که می بینند نمی خواهند و انچه را می خواهند نمی بینند

اما مطلوب و خواسته ما چیست ؟

که انرا می بینیم و نمی خواهیم ولی انچه را نمی بینیم می خواهیم ؟

چرا در همه ادیان و زبان ها دنبال ان می گردند؟

شکسپیر دنبال چیست ؟

 چرا لورکای اسپانیائی هم به جز این را نمی خواهد ؟

چرا بودائیان  هم ارزوی  بودای پنجم را در  همه جهان دارند؟

 چرا حتی در نظریه های مارکسیستی نیز به دنبال  رهائی می گردند؟

چرا در نظریه هنری بلوخ ریشه و عمق و ارمان  دنیای بهتر را بیان می کند؟چرا مارکوزه  در

هنر های تصویر ی اش دنبال این ریشه و امیال انسانی برای ازادی و شادی می گردد ؟

چرا دنبال ایجاد تغیرات سیاسی اجتماعی می گردد ؟و هزاران چرا ی دیگه ؟ بلاخره این وضع

مطلوب چیه ؟

مولوی میگه 

همه را بیازمودم ز تو خوش تر م نیامد         چو فرو شدم به دریا چوتو گوهرم نیامد

سر خمره ها گشودم زهزار خم چشیدم      چو شراب دلکش تو به لب و سرم نیامد

در جهان دو چراغ می تابد : یکی از خانه تو ست و دیگری را هرچه رفته ام هنوز  به  ان

نرسیده ام.انتظار را هرگز نمی توانیم از زندگی عادی افراد جدا بدانیم در انتظار عام نام

شخصی خاص را  به زبان نمی اوریم و همواره  عبور از وضعی به وضع بهتر را چشم به راه

هستیم و کسی نمی داند که این وضع کی و کجا و چه وقت خواهد آمد برای همین همیشه

می گویم این چنین نمانده این چنین هم نمی ماند.اما  کیست که این چنین را ان چنان کند در

عامه کسی نمی داند چه کسی است ؟

چنین است که این انتظار و نگرانی در اکثر دید ها و احساسات ملاحظه می شود . در کنار

انتظار عام یک انتظار خاص هم هست.اما این انتظار خاص چیه ؟ از فردی مطلوب و موعود

سخن درمیان است که اسم و رسم دارد که آن حضرت بقیه ات الله اعظم ارواحنا له مقدمهو

فناست و حضرت صاحب عصر و زمان و یا اشاره ای به یکی از القاب و صفات یار غایب است 

واین انتظار خاص شیعه و یا غیر شیعه نیست و در فرهنگ شیعه حضرت مهدی ع  زنده و

حاظر است ولی ظاهر نیست ؟.در فرهنگ شیعه غیبت در برابر ظهور است نه حضور . اما در

فرهنگ غیر شیعی بیشتر از نوعی حضور و تولدی دیگر است  که مولوی گفته خواه این مولود

از نسل علی باشد خواه از نسل عمر . که در همه ادیان به حضور و تولدی دیگر بشارت داده

شده است که مولودی منجی عالم است و صاحب عصر وزمان است .

در همه اشعار فارسی هم از ان یاد شده است . ابو منصور دقیقی شاعری که به فردوسی

حق تقدم زمانی دارد در سال 350  ه ق گفته از این پس که راه پیامبری مسدود است برای

اینکه سکه اخرالزمان را به نام مهدی زده اند

از این پس نباشد پیامبر دگر     به اخر زمان مهدی اید به در 

 این یک حقیقتی است که در هیچ ائینی و دینی منکر ان نیستند در مخزن السرار  نظامی در

سال 619 ه ق این بیان شده است

ما همه جسمیم بیا جان تو باش        ما همه موریم سلیمان تو باش

از طرفی رخنه به دین کرده اند           وز دگر اطراف کمین کرده اند

شه نه توئی .قافله تنها چرا؟             قلب توداری .علم انجا کجاست ؟این ابیات در مدح حضرت

رسول امده که در همه ان ها امید انتظار به چشم می خورد . اما نظامی از رسول می خواهد

کسی را برای اصلاح امتش بفرستدو می گوید

زآفت این خانه آفت پذیر               دست براور همه را دست گیر

پایان بخش اول

 بقیه در        


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 6:15 بعد از ظهر |
جواب به شما
دوست عزیز
صراط المستقیم همان راه عقلی فکر کردن و علمی پذیرفتن چیزهاست اگر غیر از

این است شما بیائید در باور های  خودتان شک کنید فقط فکر کنید ؟؟؟اگر با

این عبادت که برای بعضی ها

هیچ سودی بجز خودنمائی ونان را به نرخ روز خوردن ندارد . تمام تکلیف ما

همین است که خوب بحثی نیست ؟

ولی ما به ذرات این کائنات بدهکارم  مگر الکیه این همه افرینش ؟

همین چند تا اعمال بدون معنی و فایده و تمام.نه قطعا این طور نیست  .

 چیزی را بدون فکر کردن قبول نکنید ؟؟ برای هر کاری دلیل بخواهید که آنرا

قبول کنید . شما اگر در یک خانواده یهودی دنیا آمده بودی حالا از دین یهودی

ها دفاع میکردی غیر از این است چون پدر مادرمان یادمان دادن این طوری

باشیم و اخوند کلیسا این هارو گفته. غیر از این است ؟؟؟؟؟شما در هیچ

کدام یک از این ها که برات گفتن تا حالا فکر کردی ؟؟؟؟؟

تا حالا یک ذره گذشت و محبت تون زیاد شده ؟؟؟؟

 وب لاک ۱۲۱علی دانا .بلاک فا .کام

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |

باز بوی باورم خاکستر يست

واژه های دفترم خاکستر يست

پيش از اينها حال ديگر داشتم

هرچه ميگفتند باور داشتم

ما به رنگی ساده عادت داشتيم

ريشه در گنج قناعت داشتيم

پيرها زهر هلاهل خورده اند

عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقيل و مرتضی ست

آهن تفتيده ی مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است

شمع بيت المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو عاشق نيستی

آگه از سرّ شقايق نيستی

غرق در دريا شدن کار تو نيست

شيعه مولا شدن کارتو نيست

بين جمع ايستاده بر نماز

ابن ملجم ها فراوانند باز

خواستم چيزی بگويم د ير شد

واژه هايم طعمه ی تکفير شد

قصه ی نا گفته بسيار است باز

دردها خروار خروار است باز

دستهارا باز در شبهای سرد

ها کنيد ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خيابان خوابها

می رسد ته مانده ی بشقابها

سر به لاک خويش برديم ای دريغ

نان به نرخ روز خورديم ای دريغ

قصّه های خوب رفت از يادها

بی خبر ماند يم از بنيادها

صحبت از عدل و عدالت نابجاست

سود در بازار ابن الو قتهاست

گفته ام من دردها را بارها

خسته ام خسته از اين تکرارها

ای که می آيدصدای گريه ات

نيمه شبها از پس د يوار ها

گير خواهد کرد روزی روزيت

در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم وليکن بشنو ند

نکته ها را مو به مو ديوارها

 

اشعار از سایت سعید

http://doozakhi.blogfa.com                                      

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 3:31 بعد از ظهر |
سید ابن طاووس ؟ چه کسی باید جواب اینا رو بده ؟ چرا اینا رو گفته ؟

ایشان در کتاب مفاتیح الجنان نوشته اند

کتاب مفاتیح الجنان دومین کتاب بعد از قران است ( البته اولین کتاب چون )

بله ایشان در این کتاب مقدس  برا ی مسجد کوفه این همه روایت از حضرات ائمه طاهرین (ع) نقل کرده

اند .ایا ایشان می دانستند که این مسجد کوفه همان مسجدی است که  آنرا پدر شقی ترین آدم ها

ساخته ؟ کسی که این همه جنایت کرده در کربلا  این مسجد را ساخته ؟ کسی که خانواده و اهل حرم

حضرت سیداشهدا را با یارانش به فجیح ترین وضع شهید کرده این مسجد را ساخته ؟؟؟؟؟؟

خوب حالا برای اون عده ای که اصلا نمی دونند جریان چیه ؟

بله این مسجد در زمان  پدر عمر سعد از امرای بلاد سواد در کوفه ساخته شده است .

اقای سید ابن طاوو س برای این اقای پدر عمر سعد ببینید تا حالا چقدر ثواب درست کرده . عمر سعد خودش از فرماند های سپاه بود که حضرت را به ان چنان وضع شهید کردند سر مبارک حضرت را ایشان دستور دادن از تن جدا کنند

در این مسجد جبرئیل آمده وقتی حضرت رسول را می خواسته ببره معراج در این مسجد ۲ رکعت نماز خونده !!

در این مسجد کشتی نوح بزمین نشسته !!!!!

تمام انبیا در این مسجد دارای مقام اند !!!!! حتما نماز خوندن که دارای مقام اند اینجا یادش رفته دورغ

بنویسه !!!!! 

حضرت سجاد در این مسجد نماز خونده !!!

 حضرت مولا علی توی این مسجد نماز خونده !!!!

حضرت بقیه اله اعظم ولی عصر وزمان دراین مسجد نماز می خونه و از هر گوشه اش ۵۰۰تا درب باز می

شه !!!!!!!!!!!

بله این مسجد  کوفه را  پدر ( عمر سعد)  بله همین (عمر سعد) که در کربلا حسین را و

یاران اورا به ان وضع شهید کرد ساخته !!!!!!!

این سطح دورغ  را در این دین جای دادن  ؟؟ 

+ نوشته شده توسط هییت مدیره انجمن دانا در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 2:21 بعد از ظهر |