حرف آخري كه مونده در اين رابطه بزنم اينه كه، با هر كي اين نقطه برتر هست كه هست ، با هر كي نيست كه نيست.
اين طور نيست كه گفته اند كه حضرت هر كه راكه دوستشه مي بره بهشت ، هركه را نميخواهد مي برد جهنم .كسي نيست بگه مگر اين عالم هر كي ،به هركه است،كه حضرت هر كاري دلش خواست بكنه . نه اين طورها كه مي گن نيست .اين معنش اينه كه وجود مقدس او ، كه به او گفته شده شما مي توني وتقسيم كننده بهشت وجهنم هستي ،معناش اينه كه تمام اين عالم يه جور گتره است ( يعني هر كه به هر كيه است) اون هم در جائي
كه همه ي نهان ها آشكار مي شه يعني چي ؟معناي اين كه وجود مقدس او شخصيت برتريه، شكل قراردادي نيست.معنايش اينه كه تمام حرف هائي
كه در معنا داره زده ميشه همه اين ها كفره ، بايد انسان جوري باشه كه وقتي در قدرت مطلق شد تمام صفات حق درش متجلي باشه ، انسان بايد اين جوري باشه ،اگر به محتاجي كمك نكرده به دليل ترسش بوده از اين كه بي پول بشه .
خوب اگر اين ترس ازش رفت اين بايد رحمش همون جا كار بكنه .اگر در جائي رحم نكرده به دليلي بايد باشه، يك دليل خيالي كه اين ،جلوش رو گرفته
، وقتي اون دليل خيالي رفت،بايستي اين رحم مطلق باشه .پس اگر كسي به اطلاق اومد در قدرت ودزه اي از صفات حق درش متجلي بود، خود به خود وبه خاطر اين خوبي هائي كه اين موجودبرتر داشته اين رو صاحب اختيار
كرده. نه آقا اين يه واقعيت يست كه ازش نميشه گذشت. و اين معناش اينه كه
انسان اگر اون موجودي نباشه كه اگر به قدرتي رسيد هيچ يك از صفات حق
درش تجلي نداشته باشه اين خود به خود همون ابليسه. يعني اين همون ابليسه كه
سجده نميكنه آدم رو.
نميدونيد يه ذره خوبي در شخص اين چه كار ميكنه و چه ارزشي داره. آدم خيال ميكنه كه با اين ترك فعلها كه عمدتاً شكل قراردادي داره ۰(خودم رو عرض ميكنم، در خودم شكل قراردادي داره).
اين كاري ازش برمياد به هيچ وجه.مسأله ي خوب بودن يك مسأله ي قراردادي نيست. همان طور كه بد بودن يك مسأله ي قراردادي نيست. معناي پرهيز از گناه يك مسأله ي قراردادي
نيست. معناش اينه كه صفات در انسان . جوري موج ميزنه كه آدم رو از كار بد
خود به خود دور نگه ميداره. اين تصور غلطيه كه انسان توي اين فكره كه حق جل جلاله ازش يه چيزايي
خواسته و همون چيزهاي قراردادي مثل عبادت و روزه گرفتن و حج رفتن باشه.
نه قضيه به اين شكل نيست كه خواست يك موجود بيرونيه، نگاه كنيد كدومتون حاضريد سياه نور بخوريد؟ كي حاضره دست لخت به برق بزنه؟ به همون گونه كه مراعات يك مسئله عادي براي حفظ اين تن خاكي ضرورت داره به همون شكل مراعات يك مسئله در حفظ باطن
من و شما نقش داره ا د م و قتی داردبا بدی های خو د ش میجنگد میفهم خوبی چقدر ارزش دار د
و الا چرا بايد ريا بكنيم؟ چون ريا معناش اينه كه انسان به هدف ديگري داره اون كار خوب رو ميكنه. نه اين كه چون اون كار خوبه به دليل خوبيش داره انجامش ميده. اگر ترك گناهي رو ميكنه به دليل ديگريست. نه به اين دليله كه بدي تو كار است. و بدي
درونش اونو از اين كار منع ميكنه.اين انسان روي زمين كه در باورش اينه كه و يقينش
اينه كه اين دنيا فقط اين تنه ی خاکیه، اين قالب فكري هم از هم متلاشي ميشه. يه روزي
ميبينيد كه ديگه تن نيست، اين اون لحظه ايست كه خوبيها و بديها در ما داره ظهور پيدا ميكنه. يهو ميفهمه كه ارزش اين كه بهش ميگن بد نباش يعني چي. يهو ميفهمه كه ارزش اين كه بهش ميگن خوب باش يعني چي. هيچ اين مسئله ارتباطي به اين اسم نداره. اين اسم نقش نداره و يه خياله. آدم خيال ميكنه اين اوني كه تو شناسنامه اش نوشتند اسمش حسنه. نه اين طور نيست. اگر كسي اسمش مسلمونه ولي تسليم حقيقت نيست اين كافره. و براي همينه كه خودش رو در مقابل حقيقت مطرح ميكنه. اينه كه مشركه. اگر كسي اسمش مسلمون نيست ولي در برابر حقيقت
تسليمه اين مسلمون واقعيه. مهم اينه كه انسان چرا مذهب تون چي بوده؟ مگر غير از زردشتي بوده؟ چرا دنبال فلان شخص ميره؟ آبروشو خواسته كه دنبال اين ميره؟ براي اين كه اين
كسي كه دنبال نقطه ي مقابلش رفته به اين دليل رفته كه نقطه ي مقابل اين فكره كه همه ي خوبيها در اين متجليه. خوب اگه من بيام اين رو بكوبم و نشونش بدم
به این سوال می تونید جواب بدید
احکام غیر ضروری دین که در ان تقلید جایز است کدام
است ؟
ادامه مطلب
