حافظ ميگه: دعاگوي غريبان جهانم.
بعد هرچي تهديد كردند كه حضرت رو از بين ببرند و
آخرش اونو كشتند. حكومت افتاد دست كي؟ درست
دست نقطه ي مقابل افتاد. و مردم با اون خيلي
سازگارتر بودند. و ميدان جعل حديث يه ميداني بود كه
همه از هم سبقت ميگرفتند. حالا حديث بود كه جعل
ميشد حتى در مقامات ابوسفيان.
شما نگاه كنيد كسي اومد جاي علي نشست كه در طول
دعوت 23 ساله ي پيامبر كه 13 سال در مكه دعوت
ميكرد و 10 سال هم در مدينه، اين شخص تا سالهاي
آخر فوت پيغمبر با رسول الّله در جنگ بوده. و سال
آخر اومده اظهار اسلام كرده. اين شده جانشين رسول
الّله. من نميدونم ، آقا چقدر حديث در مدح و ثناي اين
مرد جعل كرده اند. و چقدر در مذمت علي و امام
حسن و سيد الّشهدا حديث جعل كرده اند. و سعي كردند
كه مقاومت اونهارو در برابر اين درنده هاي وحشي
سياسي، قلم داد كنند. دو دسته بودند كه با هم ديگه جنگيده
بودند و اين دسته اون دسته رو از بين برده بود. كار
سيد الّشهدا رو اين جور نشون داده بودند. و شما
نميدونيد كه اين انسان متعالي چه انقلابي در جامعه ي
بشريت از خودش نشون داد. هيچ كس از مردم
سرشناس اون روز اين كار رو پذيرا نبودند. براي
همين هم با يزيد بيعت كردند. حتى بچه هاي عباس،
عموي پيغمبر هم با يزيد بيعت كردند. ولي اين آدم به
تمام معنا گفت من با اين آدم ظالم و جائر بيعت نميكنم.
خودم رو در اختيار اين نميذارم. قبلاً عرض كردم كه
بخشهاي فرهنگي اينها يه جور كششي به طرف علي
بن ابي طالب داشتند. از جمله ي آنها يمن بود. ميبينيد
كه همه شون شيعه هستند. منتهى شيعه ي زيدي هستند.
حضرت فكر كرد كه من بهترين راه برام اون است كه
برم به عراق كه از نظر فرهنگي، فرهنگ بالاتري
داره و هم همجواره با ايران. هم 4 سال پدرم در اين
كشور حكومت كرده بنا بر اين شخصيتهاي اين ش
يك جور ارادت و آشنايي هم نسبت به علي داشتند.
ناچار حركت كرد و اومد. در حالي حركت كرد ،عليه
يزيد كه هيچ اثري از قرآن توي اين جامعه باقي نمانده
بود. (كاري به نماز خوندن و دور هم جمع شدن و
قرآن خوندنشون نداريم) اصلا اثري از معنويات قرآن
نبوده هر چي بوده كارهاي فيزيكي بوده. هيچ اثري نه
از معنويت رسول الّله بوده و نه از قرآن بوده فقط
حديث بوده كه جعل ميكردند و ميساختند و نقل
ميكردند. براي همين هم كتاب 23 ساله را عليه آن
حضرت نوشتند. تازه اين كتاب موقعي نوشته شده كه
بيشتر احاديث صحيح رو نقل كردند. و اين كتاب از
روي اون احاديث، آن چهره ي ناپسند رو از رسول
الّله نشون ميده همه اش مال حكومت 20 ساله ي
معاويه است كه نه تنها از علي هيچ اثري نبوده، بلكه
حضرت رو در تمام منابر، و نماز جمعه ها لعنت
ميكردند. هيچ ايراني حق نداشته در هر حدي از علم
ودانش كه بوده ، كاره اي بشه.و در منصبي از
مناصب حكومتي قرار بگيره. عرب وحشي آدم خوار
حكومت دست اينها بوده. اين انسان متعالي گفت: من
دستم رو تو دست شما يا نماينده ي شما نميذارم. اين
شخص كه در اين حد از انحطاط اخلاقي است .
حضرت با اين كارش ياد پدرش علي و جدش رسول
الّله را براي هميشه در اين فرهنگ به تدريج ولي
خيلي زمان برده تا اين فرهنگ معنوي و ظرافتهاي
احساسي را به انسانهاي امروزي منتقل كرده.
شما فكر نكنيد كه اروپاييها كه امروز بهشون ميگن
متمدن ترين آدمها، در 200 سال پيش اينها اولين
مستراح در كاخ بكينگهام ساختند. اون هم در زمان فتح
علي شاه قاجار بوده. به تقاضاي ايلچي فتح علي شاه
قاجار اولين حمام در پاريس ساخته شد. كاخ ورساي
معروف هم هنوز مستراح نداشته.
با اين اعمال حضرت نشون داد كه ميشه جلوي حاكم
ظالم ايستاد. و همه چيزش رو توي اين ايستادن داد.
خيلي متأسفم كه اون چيزي رو كه بايد براي مردم
توضيح بدم نميتونم. و متأسفانه هيچ كدوم از گوينده ها
اين حقيقت رو براي مردم توضيح نميدند.
وسعی ميكنند فقط مردم رو بگريونند. ولي اين يك حقيقته. كه
اگر شما حضرت سيد الّشهدا رو از تاريخ روي زمين
برداريد ديگه هيچ نشوني نه از علي بن ابي طالب
ميبينيم و نه هيچ نشوني از رسول الّله و نه مجموعه ي
معنوي قرآن. تمام تاريخ اسلام را با خون خود و
يارانش تجديد بنا كرده بر پايه ي بسيار محكم و
استواري كه غير قابل شك و ترديد و پاينده و
جاودانيست. و فرهنگ شهادت، ايثار، جوانمردي،
گذشت، درست بودن ، سربلند زيستن، شرافت،
انسانيت، وفاداري، را جاودانه و بناي مستحكمي را
نهاد كه امروز ما آن را داريم تحليل ميكنيم.
در يك آزمايش كوتاه انسان مي تونه بفهمه كه شخصيت
هاي اخلاقيست كه شخصيت هاي علمي را مي آفريند .
يك شبي با يكي از دوستان از كنار يك ساختمان بزرگ چندين طبقه مي
گذشتيم كسي كه با من بود گفت آقا ببين كه علم چي كار كرده ؟گفتم نه
ببين كه حرص چكار كرده؟ اگر حرص را از اين شخص بگيرند؟ آيابه
چنين كاري دست مي زد؟
زير بناي تمام اين صنايع و اين تمدن بشري شكل
گيري ظاهري اون شخصيت اخلاقي انسان است. رحم
ها بيمارستان ها رو ساخته ولي اين حرص هاست كه
از اين بيمارستانها بهره گيري مالي ميكنند.
شخصيت اول در هر انساني اون خلقيات دروني اون
شخص است.واين اشتباه است كه ما خيال مي كنيم
آفرينده صفات در انسان ذهنيت هاي تعقلي اوست.به
هيچ وجه اين طور نيست .آدم با اون صفات دروني
خودش آدم مي شه نه با يافتهاي بيرون از خودش
،هر قدر هم در علم ودانش بخواهد جلوبرود،به هر كجا كه
مي خواهد برسد، ولي اگر درش رحم نباشه ،بي رحمي
هاست كه شخصيت اون را مي سازه.اگر درش تواضع
نباشه تكبرهاست كه اون را مي سازه.
براي رسيدن به علم آموزش لازم است ، ولي براي
رسيدن به صفت تربيت لازم است. براي رسيدن به
صنعت آموزش لازم است ولي براي آدم شدن تربيت
لازم است.تربيت بدون مربي و الگو،امكان ندارد. واين
خاصيت صفت است كه به برتر از خودش كه مي رسه
خود به خود جذب اون آدم برتر مي شه.آدم رحيم به
رحيم تر از خودش كه مي رسه به اون جذب مي شه
يعني بطرف اون كشيده مي شه يعني اون رو امام
خودش مي دونه وسعي مي كنه به اون نزديك تر بشه
براي همين در خودش بيشتر تلاش ميكنه ورحيم تر مي شه.
متواضع تر ميشه.عيب پوش تر ميشه . اينا همش
انعكاسات روحي اون مربيه.
بر اثر غفلت هائي كه ما مي كنيم از اين مطلب
،موجب مي شه كه انسان خودش رو ول مي كنه
وباري به هر جهت بارمي آيد ونمي دونه كه اگر اين
استعدادهايش در او شكوفا بشه اگر ذره اي درش رحم
باشه اين رحمش شكوفا ميشه وتوسعه پيدا مي كنه و
رشد مي كنه .اگر ذره اي در كرم است اين شكوفاتر
مي شه . براي همينه كه داشتن يك مربي مي تونه همه
استعداد هاي نهفته در درون مارو شكوفا كنه.
اعمال ظاهري تا وقتي ريشه در انسان نداشته باشه،
يك خياله واين خيال مي ميره در انسان، انسان اگر در
بود وجودي خودش چيزي هست اين همان چيزي است
كه ما دنبال آن هستيم ،هر چي هست توي همان وجود